دانشجویان اقتصاد88
مقصد در انتهای مسیرنیست مقصد در لا به لای مسیر است.




طبقه بندی: خواندنی، 
[ یکشنبه 2 مهر 1391 ] [ 08:19 ق.ظ ] [ eghtesadi ] [ نظرات ]
 
داستان های کوتاه و خواندنی

در داستان جالبى از امیر المومنین حضرت على(علیه السلام ) به این مضمون نقل شده است كه روزى رو به سوى مردم كرد و فرمود: به نظر شما امید بخش ترین آیه قرآن كدام آیه است ؟ بعضى گفتند آیه:


ادامه مطلب

طبقه بندی: خواندنی، 
[ سه شنبه 27 تیر 1391 ] [ 03:40 ب.ظ ] [ eghtesadi ] [ نظرات ]
ایران
 
هرچند متاسفانه در بسیاری از پارامترهای مثبت در رده آخرین کشورهای دنیا و در بسیاری از گزینه های منفی در رده اولین های دنیا هستیم؛ اما در برخی زمینه های قابل توجه هم رتبه مناسبی در دنیا داریم که دونستنش برای حفظ روحیه مان خوبه بطوریکه بر اساس یک پژوهش صورت گرفته، کشور ایران در موارد مورد اشاره در زیر صاحب رکورد اولین ها در کتاب گینس است.

با این امید که با تلاش و کوشش و اعتماد به نفس و علاقه به حفظ داشته های مثبت ملی میزان موارد مثبت را روز به روز بیشتر کنیم و ایران را بگونه ای بسازیم که سربلندی نسل های آینده را موجب شود.


ادامه مطلب

طبقه بندی: خواندنی، 
[ دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 ] [ 01:12 ب.ظ ] [ eghtesadi ] [ نظرات ]
شاید این همان دریایی باشد که در قرآن به آن اشاره شده است

در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی رو میشه در سجیه دید، این شمالیترین شهر دانمارکیهاست ….. جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمیشوند و بنابرین این راستا بوجود میاد

و این همان چیزی است که در قرآن آمده است

ادامه مطلب

طبقه بندی: خواندنی، 
[ سه شنبه 22 فروردین 1391 ] [ 01:16 ب.ظ ] [ eghtesadi ] [ نظرات ]

خلیج فارس

خلیج فارس بواسطه اهمیت جغرافیایی، تجاری، اقتصادی، و نظامی خود یکی از کانونهای اصلی تبادل فرهنگی در مشرق زمین محسوب میشود .
کهن ترین نامی که از خلیج همیشه فارس وجود دارد (( نارمرتو )) میباشد که به معنای رود تلخ است که این نام در کتیبه های آشوری برجای مانده .
در کتیبه ای که از داریوش اول پادشاه هخامنشیان در تنگه ی سوئز در مصر برجای مانده عبارت(( درایه تیه هچا پارسا آئی تی )) یعنی دریایی که از سرزمین پارس میرود یعنی همان خلیج فارس نام برده شده است . در دوره ساسانیان این دریای کهن را (( دریای پارس )) میگفتند . در بسیاری از منابع دست اول و قابل استناد یونانی و رومی نام خلیج فارس برده شده است که به بعضی از آنها اشاره میکنیم :
(( فلاویوس آریانوس ( قرن دوم میلادی ) )) در اثر خود بنام شرح سفرهای جنگی اسکندر خلیج فارس را (( پرسیکون کا ای تاس )) نوشته که ترجمه آن خلیج فارس است .
(( استرابن )) جغرافی دان نامی یونانی ( قرن یکم میلادی ) از خلیج فارس با همین عنوان یاد کرده است .
(( بطلمیوس )) جغرافی دان بزرگ قرن دوم میلادی در اثر جغرافیایی بزرگ خود خلیج فارس را با عنوان (( پرسیکوس سینوس )) یاد کرده است .
همچنین مورخ مشهور رومی قرن اول میلادی (( کوین توس کورسیوس روفوس )) خلیج فارس را به زبان لاتینی(( آکواریوم پرسیکو )) یعنی آبگیر فارس خوانده است .
سپس اصطلاح (( سینوس پرسیکوس )) دز بسیاری از زبانهای زنده دنیا ترجمه گردید و همه ملتهای جهان این دریای ایرانی را به زبان خود ، (( خلیج فارس )) میخوانند.
در منابع جغرافیایی و تاریخی اسلامی ، مورخان و جغرافی دانان بزرگ جهان اسلام خلیج فارس را با نامهای (( بحر فارسی ))یا (( البحر الفارسی )) یا (( الخلیج الفارس )) یا(( خلیج فارس )) یاد کرده اند . 
منبع:کتب تاریخی




طبقه بندی: خواندنی، 
[ چهارشنبه 14 دی 1390 ] [ 03:08 ب.ظ ] [ eghtesadi ] [ نظرات ]

دهکده جهانی و اینترنت، یکی از بزرگترین دستاوردهای قرن بیستم است که زندگی بشر را دگرگون ساخته است.

 

پیشرفت روز افزون و حتی لحظه به لحظه این فناوری دنیای مدرن شاید باعث شود کمتر کسی به یاد داشته باشد یا اصلا بداند که اینترنت در کجا متولد شد.


ادامه مطلب

طبقه بندی: خواندنی، 
[ چهارشنبه 2 آذر 1390 ] [ 04:00 ب.ظ ] [ mostafa karami ] [ نظرات ]

داستان (خرید کمربند)
 
کیف مدرسه را با عجله گوشه ای پرتاب کرد و بی درنگ به سمت قلک کوچکی که روی تاقچه بود ، رفت .
 
همه خستگی روزش را بر سر قلک بیچاره خالی کرد . پولهای خرد را که هنوز با تکه های قلک قاطی بود در جیبش ریخت و با سرعت از خانه خارج شد .
 
وارد مغازه شد . با ذوق گفت : ببخشید آقا ! یه کمربند می خواستم . آخه ، آخه فردا تولد پدرم هست … .
 
- به به . مبارک باشه . چه جوری باشه ؟ چرم یا معمولی ، مشکی یا قهوه ای ، …
 
پسرک چند لحظه به فکر فرو رفت .
 
- فرقی نداره . فقط … ، فقط دردش کم باشه !
 



ادامه مطلب

طبقه بندی: خواندنی، 
[ دوشنبه 2 آبان 1390 ] [ 01:06 ق.ظ ] [ mostafa karami ] [ نظرات ]

سالهاست که سنت حسنه بدرقه حاجی و بازدید از زائران در بین ایرانیان مرسوم بوده و هست. از آن زمان که ماه ها و بعضا سالها طول می کشید تا مشتاقان زیارت خانه خدا با اسب و شتر خود را به مکه مکرمه برسانند تا امروز که پروازهای ویژه زائران سرعت سفر را به یک پنچم کاهش می دهند اقوام ,خویشان و دوستان برای عرض التماس دعاو دیدار زیارت کنندگان حریم امن الهی گرد هم جمع می شوند.

 طی سالهای اخیر این آیین پسندیده به مصیبتی جانکاه بدل شده که حاجی و خانواده وی را به دردسر می اندازد هزینه های سرسام آور سالن پذیرایی (البته اگر در شلوغی های آن موقع از سال سالنی بتوان رزرو کرد )،ازدحام و دیده بوسی های چند ساعته و از همه دشوار تر سوغاتی های فراوانی که اقوام و خویشان از حاجی انتظار دارند شیرینی این سفر معنوی را در کام زائران تلخ می کند.

در حالی كه منبع اصلی درآمد عربستان  سعودی از محل فروش نفت است ،یک گزارش نشان دهنده ی درآمد 30 میلیارد دلاری سفرهای زیارتی برای این کشور است.

این گزارش نشان می دهد این 30 میلیارد دلار صرفا هزینه ی سفر، اقامت،خرید سوغاتی و خرید گوسفند برای ذبح است.


ادامه مطلب

طبقه بندی: خواندنی، 
[ یکشنبه 24 مهر 1390 ] [ 08:25 ب.ظ ] [ mostafa karami ] [ نظرات ]
داستان

پیرزنی برای سفیدکاری منزلش کارگری را استخدام کرد.
وقتی کارگر وارد منزل پیرزن شد، شوهر پیر و نابینای او را دید و دلش برای این زن و شوهر پیر سوخت.
 اما در مدتی که در آن خانه کار می کرد متوجه شد که پیرمرد انسانی بسیار شاد و خوش بین است.
 او درحین کار با پیرمرد صحبت می کرد و کم کم با او دوست شد.
در این مدت او به معلولیت جسمی پیرمرد اشاره ای نکرد.
پس از پایان سفیدکاری وقتی که کارگر صورت حساب را به همسر او داد، پیرزن متوجه شد که هزینه ای که در آن نوشته شده خیلی کمتر از مبلغی است که قبلا توافق کرده بودند.
پیر زن از کارگر پرسید که شما چرا این همه تخفیف به ما می دهید؟
کارگر جواب داد:

«من وقتی با شوهر شما صحبت می کردم خیلی خوشحال می شدم و  از نحوه برخورد او با زندگی متوجه شدم که وضعیت من آنقدر که فکر می کردم بد نیست.
 پس نتیجه گرفتم که کار و زندگی من چندان هم سخت نیست. به همین خاطر به شما تخفیف دادم تا از او تشکر کنم.»

پیرزن از تحسین شوهرش و بزرگواری کارگر منقلب شد و گریه کرد،
زیرا او می دید که کارگر فقط یک دست دارد.




طبقه بندی: خواندنی، 
[ چهارشنبه 13 مهر 1390 ] [ 12:44 ب.ظ ] [ mostafa karami ] [ نظرات ]

حتما تا به حال  شعار های تبلیغاتی بسیاری از بانک ها,موسسات و شرکت ها نظر شما را به خود جلب کرده است. شعار های خوش آب و رنگی که ادعاهای بزرگی را به همراه دارد. اما از حرف تا عمل فرسنگ ها فاصله است.

شعارهایی که از نظام , کشور و مقدسات تنها و تنها برای تحقق اهداف تجاری صاحبان شرکت ,موسسات و حتی بانک ها ساخته شده است . در حالی که حتی این شرکت ها به کوچکترین تعهدات خود هم عمل نمی کنند و حتی شعارهایی  می دهند که با ماهیت محصول شان سازگاری ندارد، غافل از اینکه عملا تبلیغاتشان ماهیت ضد تبلیغ داشته و مردم و مشتریانشان را نه تنها فراری می دهند بلکه گناه "ادعای دروغ" و "فریب مردم" را نیز وبال گردن شان می کنند در حالی که اگر تنها ذره ای هم به  شعور مخاطبین خود احترام می گذاشتند می بایست در انتخاب شعارهایشان تجدید نظر می کردند.

 

در این گزارش شعارهایی را می بینید که بانکها و موسسات و شرکت های معتبر برای خود انتخاب کرده اند ، در حالی که ... قضاوت با شما.

بانک .... بزرگ ترین بانک جهان اسلام! (بانکی که برای جام جهانی فوتبال جایزه چند ده میلیونی می گذارد و مدیر عامل سابقش ویلای چند میلیاردی در تورنتو دارد.....)

بانک .... حکیم اقتصاد ایران زمین!(بانک کوچکی که حتی تا مدتها سایت اینترنتی هم نداشت حالا چگونه می خواهد اقتصاد ایران را مداوا کند؟)

بانک قرض الحسنه ... نماد بانکداری اسلامی ! چه کسی این نماد را به شما اعطا کرده و با کدام استدلال شما شدید نماد بانکداری اسلامی ؟

بانک .... امین مردم ایران زمین!(همین امین مردم در ازای هر 5 میلیون تومان وام، 9 میلیون تومان از حلقوم مردم بی بضاعتی که وام گرفته اند بیرون می کشد !)

هیچ کس تنها نیست! (هیچ کس تنها نیست به شرطی که نه قبض پایان دوره بلکه قبض میان دوره اش را به موقع پرداخت کند ، و اگر پرداخت نکند تنها می شود چون خط تلفن اش قطع می شود ! ...)

روغن مایع ... ضامن سلامتی شما!(پس چرا همه پزشکان در خصوص مضرات مصرف هرگونه روغنی اعلام نظر می کنند)

پفک ... با رنگ طبیعی! حتما درخت پفک هم آمده که رنگ اش طبیعی باشد.

بانک ... بانک هزاره سوم!(سیستم های هزاره سومی هم همیشه قطع هستند، خدا به فریاد نسل بعد هم برسد)

بانک .... فراتر از مرزها!(بانکی که هنوز در مرزها هم جایی ندارد چطور با وجود همه تحریم ها می خواهد مرز ها را در نوردد!

"آدم ها آنچه که ندارند  را فریاد می کنند" این گفته یکی از استادانم شاید مهمترین درسی است که در دانشگاه آموخته ام.

منبع:بانکی




طبقه بندی: خواندنی، 
[ سه شنبه 12 مهر 1390 ] [ 09:56 ق.ظ ] [ mostafa karami ] [ نظرات ]

یک شرکت در نظر دارد در بهار سال 2012 تلفن همراه قابل انعطافی را عرضه کند که می توان به راحتی آن را به هر زاویه ای تا زد و حتی با چکش بر روی آن کوبید.


 این تلفن همراه که ظاهری مانند گوشی های "گلکسی"دارد به اندازه ای قابل انعطاف است که می توان آن را به راحتی به شکل لوله درآورده و یا تا زد.


شرکت سامسونگ در دورانی که به نمایش گذاشتن نمایشگرهای قابل انعطاف به یکی از اصلی ترین بخشهای نمایشگاه های تکنولوژی تبدیل شده است، موفق شده قدمی بزرگ را در زمینه تحقق بخشیدن به ایده ای رویایی به جلو بردارد.


این شرکت در ماه ژانویه سال جاری نمایشگرهای قابل انعطاف AMOLED خود را با ابعاد 4.5 اینچ و ضخامت 0.3 میلیمتر به نمایش گذاشت و بر اساس گزارشات جدیدی که از محصولات این شرکت ارائه شده، تلفنهای همراه مجهز به این تکنولوژی در سه ماهه دوم سال آینده در بازارها عرضه خواهند شد.
این تکنولوژی بر اساس صفحات کربنی به ضخامت یک اتم که گرافن نامیده می شوند، ابداع شده است، این لایه های باریک بر روی یکدیگر قرار می گیرند و سپس لایه ای از کریستال مایع به عنوان محافظ کل این لایه ها را پوشش می دهد. سامسونگ تصاویری از طرح اولیه این تلفن همراه با نام "گلکسی اسکین" را منتشر کرده است.


تلفنهای همراهی که در ساخت آنها از گرافن استفاده شود عملا نشکن خواهند بود، ویژگی که موجب محبوبیت فوری و بی چون و چرای این تلفنهای همراه نسبت به دیگر مدلهای موجود در بازار خواهد شد.
بر اساس آنچه از محصول جدید سامسونگ منتشر شده، گوشی های جدید و قابل انعطاف این شرکت از نمایشگری قابل انعطاف با وضوح 800 در 480 برخوردار است، دوربینی هشت مگاپیکسلی داشته و حافظه داخلی آن یک گیگابایت در نظر گرفته شده است.

بر اساس گزارش دیلی میل، این ویژگی ها در کنار پردازشگر 1.2 گیگاهرتزی به گوشی کنونی سامسونگ که در بازارهای جهانی موجود است شباهت زیادی دارد.

منبع:خبرگزاری مهر




طبقه بندی: خواندنی، 
[ شنبه 9 مهر 1390 ] [ 03:30 ب.ظ ] [ mostafa karami ] [ نظرات ]

یک وبلاگ نویس خوش ذوق نمونه سوالات امتحان ورودی دانشگاه ایرلند را برملا کرد.

سوالاتی که در زیر می بینید، آزمون ورودی دانشگاه ایرلند هستند. 4 سوال، هر کدام 25 امتیاز و فقط 1 دقیقه وقت ! آیا شما می توانید به این سوالات پاسخ درست دهید؟ جواب ها در زیر فلش آمده است.

 

 




طبقه بندی: خواندنی، 
[ سه شنبه 5 مهر 1390 ] [ 08:10 ب.ظ ] [ mostafa karami ] [ نظرات ]
داستان

روزی روزگاری، عابد خداپرستی بود که در عبادتکده ای در دل کوه راز و نیاز خدا میکرد، آنقدر مقام و منزلتش پیش خدا زیاد شده بود که خدا هر شب به فرشتگانش امر میکرد تا از طعام بهشتی، برای او ببرند... و او را بدینگونه سیر نمایند.
بعد از 70 سال عبادت ، روزی خدا به فرشتگانش گفت:

امشب برای او طعام نبرید، بگذارید امتحانش کنیم

آن شب عابد هر چه منتظر غذا شد، خبری نشد، تا جایی که گرسنگی بر او غالب شد.
طاقتش تمام شد و از کوه پایین آمد و به خانه آتش پرستی که در دامنه کوه منزل داشت رفت و از او طلب نان کرد، آتش پرست 3 قرص نان به او داد و او بسمت عبادتگاه خود حرکت کرد.
سگ نگهبان خانه آتش پرست به دنبال او راه افتاد، جلوی راه او را گرفت ...
مرد عابد یک قرص نان را جلوی او انداخت تا برگردد و بگذارد او براهش ادامه دهد، سگ نان را خورد و دوباره راه او را گرفت، مرد قرص دوم نان را نیز جلوی او انداخت و خواست برود اما سگ دست بردار نبود و نمی گذاشت مرد به راهش ادامه دهد. مرد عابد با عصبانیت قرص سوم را نیز جلوی او انداخت و گفت :

ای حیوان تو چه بی حیایی! صاحبت قرص نانی به من داد اما تو نگذاشتی آنرا ببرم؟

به اذن خدای عز و جلٌ ، سگ به سخن آمد و گفت:

من بی حیا نیستم، من سالهای سال سگ در خانه مردی هستم، شبهابی که به من غذا داد پیشش ماندم ، شبهایی هم که غذا نداد باز هم پیشش ماندم، شبهایی که مرا از خانه اش راند، پشت در خانه اش تا صبح نشستم ... تو بی حیایی، تو که عمری خدایت هر شب غذای شبت را برایت فرستاد و هر چه خواستی عطایت کرد، یک شب که غذایی نرسید، فراموشش کردی و از او بریدی و برای رفع گرسنگی ات به در خانه یک آتش پرست آمدی و طلب نان کردی ...

مرد با شنیدن این سخنان منقلب شد و به عبادتگاه خویش بازگشت و توبه کرد.



طبقه بندی: خواندنی، 
[ شنبه 2 مهر 1390 ] [ 08:50 ب.ظ ] [ mostafa karami ] [ نظرات ]



ادامه مطلب

طبقه بندی: خواندنی، 
[ جمعه 1 مهر 1390 ] [ 10:38 ب.ظ ] [ mostafa karami ] [ نظرات ]
داستان

مرد خیاطی کوزه ای عسل در دکانش داشت.یک روز می خواست دنبال کاری برود. به شاگردش گفت:
این کوزه پر از زهر است!
مواظب باش آن را دست نزنی!شاگرد که می دانست استادش دروغ می گوید حرفی نزد و ... استادش رفت.
شاگرد هم پیراهن یک مشتری را بر داشت و به دکان نانوایی رفت و آن را به مرد نانوا داد و دو نان داغ و تازه  گرفت و
بعد به دکان برگشت و تمام عسل را با نان خورد و کف دکان دراز کشید.
خیاط ساعتی نگذشته بود که بازگشت و با حیرت از شاگردش پرسید:
چرا خوابیده ای؟
شاگرد ناله کنان پاسخ داد:
تو که رفتی من سرگرم کار بودم،دزدی آمد و یکی از پیراهن ها را دزدید و رفت.وقتی من متوجه شدم،از ترس تو، زهر توی کوزه را خوردم و دراز کشیدم تا بمیرم و از کتک خوردن و تنبیه آسوده شوم!





طبقه بندی: خواندنی، 
[ جمعه 1 مهر 1390 ] [ 09:17 ب.ظ ] [ mostafa karami ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 5 ::      1   2   3   4   5  

درباره وبلاگ

ایمیل وبلاگ
eeghtesade@yahoo.com
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

کد آهنگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic