تبلیغات
دانشجویان اقتصاد88

دانشجویان اقتصاد88
مقصد در انتهای مسیرنیست مقصد در لا به لای مسیر است.
نان حلال خیلی خوب است. ما باید همیشه دنبال نان حلال باشیم. مثل آقا تقی. آقا تقی یک ماست بندی دارد. او همیشه پول آب مغازه را سروقت میدهد تا آبی که در شیرها میریزد و ماست می بندد حلال باشد. آقا تقی میگوید: آدم باید یه لقمه نان حلال به زن و بچه اش بدهد تا فردا که سرش را گذاشت روی زمین و عمرش تموم شد, پشت سرش بد و بیراه نباشد...
دایی من کارمند یه شرکت است. او میگوید تا مطمئن نشوم که ارباب رجوع از ته دل راضی شده, از او رشوه نمیگیرم. آدم باید دنبال نان حلال باشد. دایی ام میگه: من ارباب رجوع را مجبور میکنم قسم بخورد که راضی است و بعد رشوه میگیرم...
عموی من یه غذاخوری دارد. عمو همیشه حواسش هست که غذای خوبی به مردم بدهد. او میگوید: در غذاخوری ما از گوشت حیوانات پیر استفاده نمیشود و هر چه ذبح میکنیم کره الاغ است که گوشتش تر وتازه هست و کبابش خوب در می آید. او حتما چک میکند که کره الاغها سالم باشند و گرنه آنها را ذبح نمیکند. عمو میگه: ارزش یه لقمه نان حلال از همه پولهای دنیا بیشتر است!! آدم باید حلال و حروم بکند. عمو میگه: تا پول آدم حلال نباشه, برکت نمیکند. پول حرام بی برکت است...
اما.....
من فکر میکنم همسایه ما پولش حرامه, چون هیچوقت برکت نداره و همیشه وسط برج کم میاره. تازه یارانه ها رو خرج میکند و پول آب و برق و گاز رو نداره که بده. ماه قبل گازشونو قطع کردن چون پولش رو نداده بودن. اون شب خواستم بهشون بگم: تقصیر خودتونه, اگر دنبال یه لقمه نان حلال بودی, پولتون برکت میکرد و همیشه پول داشتین, اما جرات نکردم,  ناراحت بود چون با صاحب خونش که عمومه بحثش بود. ای کاش همسایه ماهم آدم حلال خوری بود....

[ جمعه 15 شهریور 1392 ] [ 12:21 ب.ظ ] [ zahra aref ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ایمیل وبلاگ
eeghtesade@yahoo.com
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

کد آهنگ